انگشتانم را در جوهر فرو می کنم
و آهسته
پشت کتف تو ، نقش بال هایی شفاف می کشم
انگشتانم را در جوهر فرو می کنم
و پشت پلک بسته ات
تصویری از باغهای هفت گانه بهشت را ترسیم می کنم
انگشتانم را ، در جوهر فرو می کنم
و بر دستانت
گل سرخی که همرنگ نبض قلب توست می کشم
منتظر نمی مانم
می دانم
باید بروم
تو این گل را نیز به دیگری خواهی بخشید!